» 
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها
لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ(سوره روم، آیه ۳۰)

زیّ طلبگی

بسم الله الرحمن الرحیم

۱۳۹۰/۷/۱۰

موضوع: زی طلبگی

فهرست:

تأثیر درک جامعه توحیدی

فرق نظارت در جامعه توحیدی و غیرتوحیدی

احادیث درباره نظارت درونی فرد نسبت به گناه

اشاره‌ای به بحث فضیلت و ارزش مؤمن

آثار انتشار عطر جامعه توحیدی(بیداری اسلامی)

وظیفه تربیت شدگان مکتب امام صادق علیه السلام در تحقق جامعه توحیدی

نتیجه باز شدن دیدگاه نسبت به جامعه توحیدی

رعایت قانون جامعه بهانه‌ای برای رشد و تربیت خود

تأثیرات خواب اول شب و سحرخیزی

پاسخ به شبهه

نقش امر به معروف و نهی از منکر در نظام اسلامی

چگونگی مدیریت در جامعه توحیدی

تأثیر درک جامعه توحیدی

عرض شد که در جامعه این چنینی که یک نمونه ی بسیار واحد کوچکی هست از جامعه بزرگ اسلامی و این واحد کوچک و این واحدهای کوچک هدف اساسی و ریشه ای شان این هست که یک جامعه توحیدی را تشکیل بدهند و یک الگو و نمونه قابل ارائه­ای از یک جامعه توحیدی در بین خودشان تشکیل بدهند که در اثر چنین تحققی، هم برکات وضعی تکوینی آن جامعه ولو در ظاهر بسیار کوچک هم باشد،در جامعه گسترده­ بشری اثر مستقیم و معجزه آسای خودش را خواهد گذاشت و هم خود نیروهای موجود در چنین جامعه­ای به برکت قدرت تربیتی معنوی الهی ،که پیدا خواهند کرد همه تک تک آنها یک رهبر قوی ای (خواهند شد که)در تحول گستره‌ی کل جامعه‌ی بشری اثر جدی خواهد گذاشت. فلذا ما هر چه جایگاه خودمان را ، اهمیت جایگاه خودمان را، اهمیت مسئولیت خودمان را امروز و در آینده در نفس خود و در محضر الهی بیشتر درک بکنیم این یک اراده قوی و فولادین و روحیه بالا در برخورد با هرگونه مشکلات در راه تحصیل و تربیت و مبارزه ی با نفس در ما ایجاد خواهد کرد.

بنده علاقه داشتم نمونه­ای از زندگی بزرگان در طول تاریخ شیعه که  علاوه ی بر زندگی انبیاء و اوصیاء علیهم السلام که از افراد عادی بشر از یک روستای دور افتاده­ای از یک خانواده بسیار بسیار در ظاهر فقیر و مسکینی بیاید در چنین جایگاه­هایی تربیت بشود و از همین فضای نورانی چه شخصیت­های بزرگی تربیت ­شوند که در طول تاریخ حتی زندگی بعضی از آنها برای انسان باور نکردنی است که در فرصت­های مناسب انشاالله از زندگی بعضی از آن بزرگان یادآور می­شویم.

فرق نظارت در جامعه توحیدی و غیرتوحیدی

در ادامه این بحث یکی از ویژگی­های جامعه ی توحیدی با جامعه­های غیر توحیدی که اختلافات و فرق­های فراوانی دارند، یکی از آنها این است که در چنین جامعه­ای(توحیدی) نظارت از درون هر فرد فرد جامعه هست، مدیریت به آن معنایی که در جامعه­های غیر توحیدی هست در اینجا اصلاً مفهوم ندارد. شما ملاحظه بفرمائید هزار و چند صد سال گذشته پیامبر خدا رحلت فرموده است.در یک روستای دور افتاده­ای در سرمای ده درجه زیر صفر صبح زود بلند می­شود قبل از اذان صبح می­رود صدها متر آن طرف یخ را می­شکند از چشمه آب پر می­کند با آن وضع شدید سرما ، در آن وضعیت خطرناک نصف شب می­آید وضو می­گیرد و مشغول نماز میشود. چه کسی بر او نظارت دارد .مدیر جامعه ی اسلامی که هزار و چند صد سال پیش رحلت فرموده است. کدام پلیس دارد این را الآن کنترل میکند که اگر این کار را نکند زندان ببرد و جریمه اش کند و اخراجش کند و … در آن گرمای سوزان آفتاب و روز طولانی آنقدر در حال روزه عرق میکند تشنه میشود از حال می رود. باهمه ی امکاناتی که هست آب خنک بخواهد، شیر و … هرچه بخواهد ،همه چیز فراهم است.لکن با وجود همه ی اینها چه کسی الان دارد او را نظارت میکند. چه کسی کنترلش میکند؟ چه کسی مدیریتش میکند؟ با کدام زندان با کدام شلاق با کدام توبیخ ؟هیچ چی . این جامعه ی توحیدی است . چون دیدگاه و بینشش باز شده است.فهمیده که آنچه نظارت میکند آن قویتر از نظارت انسانهای دیگری است که بخواهد بر من نظارت داشته باشد.

آنکه بخواهد مرا توبیخ بکند و مجازات بکند ، او بر همه ی ذرات وجود من حکومت دارد. چند روزی نخواهد گذشت که در محضر محکمه ی او حاضر خواهم شد چه بخواهم و چه نخواهم ،چه بدانم و چه ندانم .یک وقت میبینم که آنجا حاضرم برای محاکمه . این ایمان درونی دارد او را مدیریت میکند.

احادیث درباره نظارت درونی فرد نسبت به گناه

و در این زمینه روایتهای خیلی جالبی است. کسی که بفهمد گناه یعنی چه؟ اون وقت همه ی وجودش تحت کنترل قرار میگیرد که در بحث مراقبه و محاسبه انشاء الله اینها مفصلا به عرض میرسد.این حتی ریزترین گناههارو در خودش توجه دارد .مولی علی علیه السلام میفرماید: «جَهْلُ الْمَرْءِ بِعُیُوبِهِ مِنْ أَکْبَرِ ذُنُوبِه‏»[۱] اینکه شخص عیبهای خودش رو نبیند و نداند که چه عیبهایی دارد و به عیبهای خودش آگاه نباشد، این وضعیت شخص ،خودش بزرگترین گناه است. گناه فقط این نیست که با چاقو بزنیم در خیابان شکم کسی رو پاره کنیم یا مثلا خدای نکرده بریم زندگی کسی رو پایمال کنیم .گناه هایی که اینقدر ریز است که انسان این را گناه حساب نمیکند و خیال میکند که دیگر کسی شد، خود این بزرگترین گناه است. و در روایت بزرگترین مصیبت معرفی شده است. امام باقر علیه السلام میفرماید:« لَا مُصِیبَهَ کَاسْتِهَانَتِکَ بِالذَّنْبِ‏ وَ رِضَاکَ‏ بِالْحَالَهِ الَّتِی أَنْتَ عَلَیْهَا»[۲]. هیچ مصیبتی مثل این مصیبت نیست که کسی گناه را سبک بشمارد. بگوید من کاری نکردم که. مثلا یه لب و ابرویی کج کردم برای شخصیت کسی که ازش ناراحت بودم. خوب خشمگین بودم ناراحت بودم. من کاری نکردم من آدم نکشتم نزدم فحش نگفتم. چیزی نکردم که گناه بکنم همین که من این رو گناه حساب نمیکنم شخصیت و احترام مومن را ملاحظه نکردم.این خودش بزرگترین گناه است.بزرگترین مصیبت است.تا چه رسد به مسائل دیگر.

اشاره‌ای به بحث فضیلت و ارزش مؤمن

 انشاء الله یک جلسه مخصوص طولانی و شاید دو جلسه درباره ارزش مومن، شخصیت مومن بحث می کنیم.در روایات خیلی غوغا کرده است.گاهی آنقدر روایات درباره شخصیت مومن تند است که انسان می بیند خداوند احترام مومن را آنقدر اهمیت داده است که قرین و نزدیک احترام خودش قرار داده است.کمتر چیزی اینگونه اتفاق می‌افتد.عبارتهای خیلی تندی وجود دارد.یکی از اصحاب حضرت از ایشان سؤال می کند که یابن رسول الله حق مؤمن را برای من بشمارید؟حضرت می فرماید: می ترسم بگویم و نتوانی از عهده اش برآیی[۳]. و نزدیک به این عبارت که «می ترسم کافر بشوی»[۴].در یک روایت است که اگر کسی به زیارت مؤمنی برود به قصد اینکه مومن است و بنده خدا است و هیچ نیت دیگری ندارد (مثلا عوض دربیاورد و حساب و کتابی داشته باشد) فقط بخاطر اینکه مومن است او را زیارت کند، خداوند می فرماید: او به زیارت من آمده است[۵]. و این آنقدر ارزش دارد که خداوند به احترام آن مؤمن، هفتاد هزار فرشته را مامور می کند تا این آقا را مشایعت کنید و به او ندا دهید که خوشا به حالت.پاک شدی.بهشت برایت گوارا باشد[۶]. که در بحث خودش ان شاء الله مفصل به عرض می رسد.

اینها را اگر انسان یک مقدار، آگاهی پیدا کرد، خود بخود جمع و جور می شود.خود بخود تحت کنترل خودش در می‌آید.از درون برایش ناظر و کنترل کننده بوجود می‌آید.در حالیکه در جامعه غیرتوحیدی درست برعکس این است.این مدیریتها، سازمانهای کلان بازرسی می‌گذارند.پلیس و دادگاه و تشکیلات و زندان و شلاق و دستبند و آخرش هم بعد از یک مدتی می‌بینند خود آقای پلیس از آن خاطی قانون شکن شرور، شرورتر بوده است.با چند تومان پول رشوه، خودش شریک آن گناه بوده است.در زمان شاه خوب یادمان می آید که مثلا پلیس به فلان باغ می رفت تا فلان قماربازها را بگیرد.یک وقت می دیدیم که خود پلیس با اینها خیلی راحت و با خیال تخت نشسته و با قماربازها دارد قماربازی می کند.با آنها دوست است.هر جا می‌رفتی دزدی بود.علت چه بود که با این همه تشکیلات و … باز هم همه جا دزدی بود.می‌دیدی که دزدها با خود پلیس و آن مأمور شب هماهنگ هستند.برای آن پلیس یک پلیس دیگر می گذاشتند، می‌دیدند که این از قبلی بدتر است.

همه از یک جنس­اند دیگر. وقتی می­گفتی آقا مدیر کل، می‌دیدی مدیر کل از آن دزدتر است و جرأت ندارد چیزی بگوید. به شاه که می رسیدیم، می­دیدیم بابا اون که اصلاً دزد مملکت است. او مگر جرأت دارد به وزیرش بگوید این دزدی را نکن گوشَت را می­گیرم. جامعه­های غیر توحیدی است که این همه مصیبت دارد.

آثار انتشار عطر جامعه توحیدی(بیداری اسلامی)

 الان در اروپا الحمدالله دارید در اخبار می‌بینید.یک عطر بسیار جزئی، یک شب رنگی از درخشندگی نظام اسلامی در کره زمین پخش شده است. ببینید دنیا الان چقدر عاشق شده است. دارد بیدار می­شود که تا حالا بابا اینها بر ما حکومت نمی­کردند. اینها بر ما سوار شده بودند بدتر از سوار شدن بر روی یک الاغی. چون الاغ بلاخره در طول ۲۴ ساعت، یک ساعت می­رود در آغُل ، برایش کاه و سبزی و چیزی می­دهند.

اینها شب و روز ما را از دست ما گرفته­اند، خون ما را مکیده­اند. نود درصد مردم آمریکا زیر چکمه ده درصد سرمایه­­داران قلدر هستند. تا حالا ما خیال می­کردیم جامعه­ای داریم. حالا اینها را چه کسی باید پاسخ بدهد. الان آن انسان­هایی که می­خواهند مسلمان بشوند، شیعه بشوند ترکیه الان وضعش اینطوره. مصر آنطوره. همه رو آورده­اند به سوی رهبری حضرت ولی الله مسلمین جهان حضرت آیت الله العظمی خامنه­ای که یک سردار از سرداران آقا امام زمان علیه السلام است.ببینید دنیا با یک سردار از سرداران حضرت روی آورده است.الان از سربازان، چه کسانی باید در لشکر حضرت باشند.حالا ما بخواهیم به دنیا بگوییم که جامعه کمونیستی و مارکسیستی و چه و چه که در دنیا می‌ریزند و داغون می‌کنند، نباشد.به جایش چه می خواهیم بدهیم؟ این الگوها و این نمونه ها را می‌دهیم.این تربیت شدگان مکتب را.

کما اینکه ما در تاریخ تعداد انگشت شماری از این انسانها که در این مکان مقدس تربیت شده اند داریم . این انگشت شمارها الان در دنیا چه اثری گذاشتند با اینکه شهید شدند و رفتند و فقط نامی از آنها مانده است. یک مقداری از آثار زندگی نورانی توحیدی آنها در اوراق کاغذها مانده ، دنیا را شیفته زندگی توحیدی کرده اند.

وظیفه تربیت شدگان مکتب امام صادق علیه السلام در تحقق جامعه توحیدی

 الحمدلله طلاب برای تحقق آن تربیت میشوند. خلاء ها را می خواهند در آینده پر کنند ، نیازها را پاسخ بدهند . غیر از این مکانهای مقدس کجا امکان دارد؟ آن دبیرستانهایی که خودتان اوضاع ننگ آورشان را دیدید که یک جوان سالم وقتی کلاس می رود ، تا معلم بیاد درس بگوید ، انحراف فکری و اخلاقی را در آن چند دقیقه به همه تزریق می کند. یک میکروب ایستاده کسی هم جوابگویش نیست.  دانشگاه هم بروید علوم انسانی اش که دیگه کارش اینه که جامعه را مدیریت کند این همه مطالب غربی دارد. یک جوانی دیروز آمده بود می گفت آدم اصلا تعجب می کرد. آدم اینقدر احمق میشه ! اینها را به عنوان یک سری مطالب تحقیقاتی تخصصی روانشناسانه ، که یک مشت مغلطه هایی که این جوان بیچاره طوری با عبارت پردازی های فریبنده ، آن کتابی که خوانده بود در فکر او تزریق شده بود و در انحراف عقیده دست و پا می زد. در همچون جامعه ای با همچون منابعی اون کجاست که الان بتواند اسلام ناب را ، نمونه های تولیدی الگویی را هم فردی و هم اجتماعی را در چنین جامعه ی تشنه ای بخواهد معرفی کند. غیر از اینجاست؟غیر از مکتب امام جعفر صادق علیه السلام است؟ 

نتیجه باز شدن دیدگاه نسبت به جامعه توحیدی

پس اگر ما دیدگاهمون یه خورده  بیشتر باز بشه با یه حرارت بالایی ، روحیه درس خوندن ، مطالعه ، تمرین ، تحقیق ؛ درس رو برای خودمون تحمیل حساب نکنیم.همین که درس را تحمیل احساس کردیم کلاس تحمیلی رفتیم ، درس استاد را تحمیلی گوش کردیم ، تمرین برایمان چیز تحمیلی شد تکلیفی شد دیگه همون جا مُردیم اصلاً. اون درخت تناور نخواهیم شد که میوه مان به درد جامعه بخورد ، در این باغ یک نهال خشکید. اگر این دیدگاه باز بشه جایگاه خودمون را متوجه بشیم همین قدر اراده مان ، عشقمون برای علم ، فهم مطالب علمی در تربیت تقوایی بیشتر می شود. و آن وقت انشاء الله خواهیم توانست لذت زندگی توحیدی را هم خودمان بچشیم و هم به دیگر انسانهای مظلوم بچشانیم به فضل الهی. پس خلاصه این شد که اینجا ما تمرین  می کنیم قانون مدرسه را به عنوان تحمیل به خودمان حساب نکنیم. به عنوان یک تمرین به خودمون حساب کنیم. اینطور نیست که کسی بر ما نظارت کند که فلان حجره وضعش چه جوری ست ، استراحت وضعش چه جوری است ، ورزش وضعش چه جوری است . غذا ، لباس ، درس ، الی آخر. خوب اینها همه یک مراقبه و یک نظارت درونی و باور ایمانی است ، امام و دیگر مراجع حتی فرمودند : اجرای قانون نظام اسلامی واجب است و تخطّی از آن حرام است. ببینید نظارت رو اون فردی که تربیت شده ی توحیدی نیست در وضع شلوغ جاده ، خیابان ، از چراغ قرمز زورکی زرنگی میکنه رد میشه بعد هم میره تو خونه با عیش و کیف و انگار مثلاً فتح الفتوحی کرده به زن و بچه اش از شجاعتش نقل میکنه که من چنین کردم ، چنان کردم اینجوری زرنگی کردم اون جوری زدم ، این جوری رفتم . اما یک کسی که تحت تربیت توحیدی قرار گرفته چی ؟ نصف شب دوی شب ، سه ی شب در چهارراه خلوت تا چراغ قرمزه می ایسته ، می گه خدا دارد می بیند اطاعت از قانون کشور اسلامی واجبه با اون دید نگاه میکند ، توجیه نمی کند که آقا چراغ قرمز برای ترافیک است و خطر نباشد. حالا که کسی نمی بینه و خلوته بزن برو. ببینید ایمان نمی گذارد یعنی دیدگاهش برای اجرای قانون یک دیدگاه توحیدی است، این دو دقیقه اونجا معطل می شه اما خودشو داره رشد میده. لیاقت باطنی اش را شکوفا میکند. داره ورزش می کنه. داره روحش رو ورزش میده. قوی میشه . یک انسان متعبد برای امر خدا میشه ، خودش رو رشد داده ، برکاتش در عالم دیگر ظهور خواهد کرد .

رعایت قانون جامعه بهانه‌ای برای رشد و تربیت خود

 این یک بهانه ای بوده در واقع خودش رو تربیت کرده . اون بدبخت شاید خودش رو بصورت یک حیوان موش در روز قیامت دربیاره ، خودشو داره پست میکند ، هیچ طوری نشد ، موش میزد این ور اون ور ، و دزدکی چیزی را بخواهد بردارد مثلاً ، تا خش خشی بیاد فوراً فرار کند سوراخی. تا یه خلوتی ببیند بیاد ضرر بزنه این حقیقت خودش رو داره یک موش تربیت میکند. نمیدونه از خودش داره چه چیزی درست میکنه ، اون یه بهانه ای بوده ، در باشگاه یه آقایی میره با میل و دنبل و آهن آلات کار می کنه این داره عضلات خودشو رشد می ده تا در زندگی در برابر هر گونه سختی استقامتش را ببره بالا  ، اما صورت ظاهر چی بوده؟ صورت ظاهر یک مساله امر ساده ظاهری . این است که من حواسم جَمع است ، وقتی ساعت فلان خاموشی شد ، یعنی حق همه طلاب عزیزه ، این استراحت این آرامش مدرسه حق همه است ، این وقتی بینشش باز بشه با دید توحیدی این قانون را رعایت میکنه . میگوید کارشناسان این نظر رو داده اند ، نظر شخصی نیست نظر کارشناسی است. نظر محققین است.

تأثیرات خواب اول شب و سحرخیزی

دانشمندان ، روانشناسان ، پزشکان ، قرآن ، روایات آمدند همه نتیجه تحقیقات اینها این شده که آقا شما هر چه زودتر بخوابید سرحال تر میشوید ، سحر هرچه زود بیدار بشید با نشاط تر میشوید ، زندگی ات پر نشاط تر میشه ، هر چقدر زود بخوابید خستگی روح بهتر برطرف میشه. اصلاً خداوند در ساعات اول شب اصلاً اثر گذاشته ، ساعت ها خاصیت دارند ، خاصیت اول شب هم این است. هرچقدر زود بیدار میشیم ، قبل از اذان صبح نصف شب به بعد دیگر وقت بیداری است، خودم رشد میکنم خودم استعدادم …. عمرم پر برکت میشه ، روحیه ام با نشاط می شه اعصابم تغذیه می کند . از مرحوم آیت الله مرندی این رو نقل می کردند البته با دو واسطه این را شنیدم که فرموده بودند: «در اون ساعات سحری تا طلوع آفتاب خداوند یک موادی قرار داده که مخصوص اون ساعاته. فقط هرکس بیدار بماند اون مواد رو استفاده می کند. که در هیچ یک از داروخانه ها پیدا نمیشه». ما با دست خودمون ،خودمون را محروم می کنیم از یک سری چیزها و دست نیاز بسوی این و اون دراز می کنیم می فرماید اون موقع اصلا از ساعات بهشته . می فرمایند آن ساعات از ساعاتی است که هرکسی ،هر گنه کاری توفیق پیدا نمی کنه بیدار بمونه  ،حتی کسی که گناه بکنه اون موقع خوابش سنگین میشه . این شخص لیاقت ندارد از برکات اون ساعات بهره ای ببرد. اگر بیدار هم بشود تا شب چرت می زنه خسته است. چرا؟ چون نتوانسته بهره اش را ببرد .

پاسخ به شبهه (چرا با اینکه سحرخیزی دارم و رعایت میکنم، اثر سحرخیزی را نمی بینم و خلاف آن را مشاهده می کنم؟)

ما در سیستم های زندگی مان خیلی چیزها را با دست خودمون به هم می ریزیم. اون وقت می خواهیم از یک طرفش درست بشه ، اینها مجموعا ً بهم مربوط هستند ، مجموعاً اگر رعایت بشه منو به کمال خواهد رساند . خوب حالا سحر یه خورده زود بلند شدم ، این همه روایات میگن چنین و چنان ! کو!  این مثَلش به این میماند که ماشینی رو خیلی مدل بالا و فوق العاده با سرعت و با دوام بخری و مثلاً پلاتین اش خراب شده هی استارت میزنه با  بهترین بنزین و لاستیک ، تکان هم نمیخوره. می گه شما که می گفتین آقا این ماشین با سرعت فلان هم میرود و واژگون هم نمیشه و چنین و چنان و …   . می گن آقا این سیستم است ، سیستم یعنی تمام ابزار به همدیگر مربوط است. همه مجموعاً اگر همراهی کنند ببین چه خبر میشه . بله این ماشین چقدر راحت ، بادوام بالای کوه هم برود دره هم برود هیچ چی نشه  این یکی از اجزایش کار نمی کند ، کل سیستم رو معطل کرده . آقا اینکه می گن آدم سحر بلند بشه عمرش با برکت میشه با نشاط میشه با روحیه میشه ، وضعم بدتر شده است.تا ساعت هشت می خوابیدم ، خوابم نمی آمد، در کلاس سرحال بودم ، چنین بودم و چنان بودم  امروز یک ساعت زودتر پا شدم بدتر شد . کلاس همه اش خواب و کسل و حواسم پرت و …  . در جواب به او میگوییم آقا این یک سیستم است. مراقبه روزانه ، خواب اول شب برای افرادی که نیاز دارند مخصوصاً، سحرخیزی ، تغذیه ، صبحانه قوی ، شام آنچنانی ، عرض کنم بقیه موارد همه وقتی رعایت شد ، بله ببین چه خبره ، زندگی بزرگان را بخوانید بعضی از بزرگان در احوالاتش هست که تا اذان صبح دو تا درس را می فرمود برای شاگرداش تو همون حوزه مکتب امام صادق علیه السلام . دو کلاس درس تموم میشد ، شما اون وقت در خواب هستید و چه  عمر با برکتی داشتند. علامه مجلسی ها ببینید برکت عمر را از کجا آورده اند.

نقش امر به معروف و نهی از منکر در نظام اسلامی

به هرحال پس در جامعه اسلامی و توحیدی، هر شخص دستورات و قوانین مربوط به اون سیستم مقدس را به عنوان یک تربیت نفس خود با دید بندگی خدایی، دارد اینها رو عمل می کند و اگر کسی را دید که رعایت نمی کند، بحث امر به معروف و نهی از منکر یکی از واجبات دینی ماست که باید در جای خودش بحث شود . اگر رفیقش دید که تخطی می کند خطا می کند رعایت نمی کند تکرار می کند خیلی صمیمانه تذکر دهد.صمیمانه ، دوستانه ، دلسوزانه ، یادآوری اش بکند . نگذارد فضای محیط خودش مثل کشتی که سوراخی فرو برد بعد یواش یواش یه نفر باشد بعد دو نفر بعد ده نفر . از همون دفعه اول خیلی صمیمانه و دلسوزانه یاداوری بکنیم اون وقت خواهیم دید که در جامعه توحیدی خود افراد هستند که جامعه را مدیریت       می کنند و این معنا قابل فهم نیست برای کسی که از فضای توحیدی محروم است.

چگونگی مدیریت در جامعه توحیدی

آنگاه مدیریت این تشکیلاتها چطوری است؟ فرصت زیادی باز می شود بجای اینکه فکرشان را مشغول بکنند این خطا را چه جوری برطرف کنیم به جای اینکه نیم ساعت وقت را برای همچون چیزبی خودی وقت تلف کند ، این نیم ساعت را با فکری آزاد اینها رو در برنامه ای بالاتر وقت می گذارد در حرکتهای پیش رو برنامه ریزی می کند . کار یک مدیر، کار رشد یک حرکت است.نه درگیر شدن برای چیزهای جزئی بیخودی که اینها ظلمی است که برای مدیری که می خواهد وقتش را برای چیزهای مهمتر بگذارد و مجموعه ای که مدیر باید اینها را بالا می کشید، به این چیزهای جزئی معطل بشه و مجموعه محروم شوند. پلیس در نظام اسلامی یک راهنما است . نه یک حکومت کنترل کننده آنچنانی که در حکومتهای دیگر شلاق را بردارد به جان مردم بیفتد درخیابان و آن افتضاحاتی که دارید می بینید. پلیس در نظام اسلامی شخصیت راهنمای جامعه هست. یک قانون شناسی است که اگر افراد یک موردی را متوجه نیستند او را راهنمایی اش بکنند.اگر غفلتی هم کرد تذکری بدهد . علاوه بر امر به معروف و نهی از منکرِ عامه جامعه. خدا توفیق دهد انشاء الله ما بتوانیم آن جامعه توحیدی که در قرآن و روایات ترسیم شده و اهل بیت علیهم السلام در خفقان ستمگران در تاریکی تاریخ در جهل انسانهای حق نشناس و قدر نشناس و ناشکر از نعمتهای بلند الهی ولایت، ناچار بودند خون دل بخورند و عده معدودی از اصحاب خود را توانستند یک همچون جامعه هایی رو تشکیل بدهند و اگر چه اینها تعدادشون کم بود فقط مقدادها ، ابوذرها ، سلمانها ، کمیلها  و … انگشت شمار بودند اما برکات اونها امروز دارد در جهان بشر می درخشد . امروز ما بعد از هزار و چند سال به برکت آن نورهای جذاب و درخشان داریم جمع    می شویم و به همه منافع و جذبه های زندگی روزمره پا گذاشتیم و اومدیم با اهداف این چنینی با تحمل این مشکلات. به برکت جذب به درخشندگی و لذت اون جامعه های اسلامی بود که و لو ظاهرا خیلی انگشت شمار بود تعدادشون . پس در این قسمت بحث مختصر اشاره ای شد از جامعه ی توحیدی  و جایگاه ما که برای چه هدفی اینجا اومدیم که انشا الله به لطف خدا با اون اهداف بتوانیم خودمون رو در این راستا تربیت و آماده بکنیم به فضل الهی و به استعانت از خدای رحیم و غفور و       ان شاءالله با عنایت آقا امام زمان علیه السلام . و صل الله علی محمد و آله الطاهرین.


[۱] – الإرشاد ج‏۱، ص: ۲۹۹

[۲] – تحف العقول، ص: ۲۸۶

[۳] – عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ , قَالَ: …یَا مُعَلَّى إِنِّی عَلَیْکَ شَفِیقٌ أَخَافُ أَنْ تُضَیِّعَ وَ لَا تَحْفَظَ وَ تَعْلَمَ وَ لَا تَعْمَل‏ ( الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‏۲، ص: ۱۶۹)

[۴] – سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ , عَنْ حَقِّ الْمُؤْمِنِ عَلَى الْمُؤْمِنِ قَالَ حَقُّ الْمُؤْمِنِ أَعْظَمُ مِنْ ذَلِکَ لَوْ حَدَّثْتُکُمْ بِهِ لَکَفَرْتُم‏( مستدرک الوسائل ج‏۹، ص: ۴۰)

[۵] – عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام، قَالَ: «مَنْ زَارَ أَخَاهُ فِی اللَّهِ، قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: إِیَّایَ زُرْتَ، وَ ثَوَابُکَ عَلَیَّ» ( الکافی (ط – دارالحدیث)، ج‏۳، ص: ۴۵۲)

[۶] – عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ , قَالَ: مَنْ زَارَ أَخَاهُ لِلَّهِ لَا لِغَیْرِهِ الْتِمَاسَ مَوْعِدِ اللَّهِ وَ تَنَجُّزَ مَا عِنْدَ اللَّهِ وَکَّلَ اللَّهُ بِهِ سَبْعِینَ أَلْفَ مَلَکٍ یُنَادُونَهُ أَلَا طِبْتَ وَ طَابَتْ لَکَ الْجَنَّهُ. (الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‏۲، ص: ۱۷۵)

لطفا نظر خود را بنویسید:



*

code