» 
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها
لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ(سوره روم، آیه ۳۰)
معنای فطرت

معنای فطرت

از نظر لغت، می‌فرمایند «فَطَرَ» پاره کردن و شکافتن چیزی است به طول آن؛ پس اگر به صورت طولی یک پارچه را چاک بدهیم، می‌شود « فَطَرَ». از نظر قوانین علم لغت، «فطرت» بناءاً نوع است. فطرت یعنی نوع خاصی از آفرینش ؛ یعنی چیزی را بگونه ای ساختن، که دارای خواصی بشود. خداوند عدم را به صورت طولی می‌شکافد و از شکافته شدن طولی عدم، موجود ظهور پیدا می‌کند، این می‌شود فطرت خداوندی. فطرت یک وضعیت خاصی از خلقت است که این نوع خاص خلقت، خاصیت آفرین است و اگر این انسان، آن خواصی که روی آن ریخته شده است را بفهمد، معنای دین را متوجه می‌شود.

لطفا نظر خود را بنویسید:



*

code